X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

گردشگری فرهنگی و توسعه پایدار

یکشنبه 5 دی 1389 ساعت 15:01

  امروزه با توجه به بیانیه هزاره سوم سازمان ملل متحد و اجلاس‌های متعدد در سراسر دنیا پایداری به عنوان بخش اساسی نظم جهانی شناخته می‌شود و توسعه پایدار از اصولی است که اندیشمندان و صاحبنظران مورد توجه قرار می‌دهند. این بدان معنی است که حفظ استانداردهای سطح زندگی آینده بشریت اهمیت بسیار زیادی دارد، به طوری که دیگر نمی‌توان از محیط زندگی انسان‌ها همانند گذشته بهره‌برداری و استفاده کرد. بنابر این ‌باید آثار گردشگری را از ابعاد مختلف مورد بررسی و تحلیل قرار داد تا بتوانیم از تهدیدات آن بکاهیم، از فرصت‌های آن نهایت بهره‌برداری را بکنیم، نقاط ضعف را به حداقل برسانیم و نقاط قوت را توسعه دهیم و این برنامه بدون مشارکت کشورها امکان‌پذیر نیست.

خوشبختانه سازمان‌های بین‌المللی از جمله سازمان جهانی جهانگردی اصول قابل قبولی را ارائه کرده‌اند. از نظر این سازمان توسعه پایدار گردشگری به مفهوم مدیریت تمامی منابع است، به طوری‌که ضمن رعایت تمام شئونات فرهنگی کشورها سیاست‌های حمایتی و فرآیند‌های زیست محیطی و تنوع عوامل محیطی در آن حفظ شود تا نیاز گردشگران فعلی و جامعه میزبان را تامین کرده و در عین حال باعث تقویت نیازها و انتظارات آینده آن‌ها شود.

برای رسیدن به تعامل گردشگری فرهنگی توسعه پایدار باید همه اقشار یک جامعه با برنامه‌ریزی مبتنی بر اصول توسعه پایدار تلاش کنند تا این امر به یک فرهنگ عمومی تبدیل شود و این تلاش‌ها صرفا به عهده صاحب‌نظران و فرهیختگان یک جامعه نیست، چون برای ارتقا سطح زندگی آینده این مقوله در اختیار بخش یا صنعت و یا یک قشر خاص نیست و مربوط به تمام زمان‌ها و مکان‌ها است.

بدین منظور ضروری به نظر می‌رسد که ضمن بررسی اصول توسعه پایدار صنعت گردشگری به صورت اجمالی و همچنین آثار و مبانی گردشگری فرهنگی به صورت منفرد برای رسیدن به یک مدل مورد قبول تاثیرات این دو مقوله را نسبت به یکدیگر و سپس آثار اقتصادی و اجتماعی را نسبت به این دو مقوله تحلیل و بررسی کنیم.

گردشگری در بخش اقتصاد، شامل خدماتی است که تاثیر زیادی بر فعالیت‌های اقتصادی و اجتماعی دارد و شناخت این ارتباطات کمک بسیار زیادی به تعامل بین توسعه پایدار و گردشگری فرهنگی می‌کند چون اصل وابستگی متقابل این امر را ایجاب کرده. از دیگر موارد مهم در ارتباط با توسعه پایدار و گردشگری، نوآوری و خلاقیت برای استفاده از تمام پتانسیل لازم است و این امر زمانی محقق می‌شود که از انواع تخصص‌ها و آموزش‌ها در این خصوص استفاده شود و این امر حاکی از چند وجهی بودن در بعد انواع تخصص‌هاست.

از دیگر موارد مهم در اصول پایدار گردشگری برتر بودن هر چیز در حالت طبیعی است، البته فرضیات متعددی در این خصوص ارائه شده است ولی نهایتا می‌توان اذعان کرد که توازن طبیعت برحالات ساختگی آن ترجیح دارد و از طرفی از دیگر اصول توسعه پایدار گردشگری اصل استفاده از تجارب قبلی است.

نهایتا یکی از ارکان اصلی در توسعه پایدار گردشگری اصل قدرت و سیاست است به طوری‌که همانگونه که در جهان امروزه مشاهده می‌کنیم وضعیت جهانی در حال تغییر بوده و هست و موجب نابرابری‌های بیشماری بین کشورهای فقیر و غنی شده است، به طوری‌که بسیاری از کشورها با داشتن جمعیت کم بخش قابل توجهی از منابع را در اختیار دارند و بسیاری از کشورها با داشتن جمعیت زیاد فقیرند و این تازه فقط دخالت دادن متغیر جمعیت در بررسی است در صورتیکه متغیرهای زیادی منجمله درآمد سرانه، تکنولوژی، منابع طبیعی و غیره می‌تواند این عدم تعادل را به خوبی شفاف سازد.

بنابراین مدیریت منابع در جهان امروز بسیار پیچیده است و تنها همکاری و همدلی کشورها می‌تواند آینده زندگی در کره زمین را در جهت پایداری، امکان‌پذیر سازد. پس کشورها باید به دنبال منشور و تبیین یک دستور کار مناسب باشند تا تقسیم مسئولیت‌ها و تصمیم‌گیری را تسهیل کند، بدین منظور برنامه‌ریزی مدون را می‌توان پیشنهاد کند.

 

گردشگری فرهنگی

بررسی گردشگری فرهنگی که دارای مفهومی عام است و به دست آوردن چهارچوب مناسب برای تعریف کامل این مقوله فرهنگی مطابق نظر اندیشمندان، کمی پیچیده است. چون دارای متغییرعای غیر ملموس متعددی است که در مقوله فرهنگی قابل توجیه است، اما در رویکردهای اجتماعی توجیه آن کمی دشوار به نظر می‌رسد و تحقیقات متعددی هم از طرف دست‌اندکاران در این خصوص ارائه شده است که هر کدام به نوبه خود گوشه‌ای از این مقوله را روشن می‌سازد ولی چهارچوب اصولی را که همه نسبت به آن اجماع داشته باشند در بر نمی‌گیرد.

برای روشن شدن موضوع بهتر است نگاهی اجمالی به این نوع گردشگری از زوایای مختلفی داشته باشیم.

در بحث گردشگری فرهنگی عموما دو محور مورد بررسی قرار می‌گیرد، محور اول گردشگری مرتبط بامیراث فرهنگی یک مقصد است و بیشتر در این دیدگاه بعد تاریخی یک جامعه مورد نظر است و محور دوم گردشگری فرهنگی موضوع زمان حال و فرهنگ جاری یک مقصد را مدنظر قرار می‌دهد.

در حقیقت گردشگری فرهنگی نوعی از گردشگری است که گردشگر را به فراگیری، آموزش، کنکاش و کسب تجربه درباره فرهنگ حال و گذشته جامعه مقصد و مقایسه آن با داشته‌ها و انگیزه‌های جامعه خود و دیگران وامی‌دارد و در واقع تجربه کیفی میان گردشگر و محیط مورد بازدید قرار می‌گیرد.

بدیهی است که با توجه به تنوع مقوله گردشگری فرهنگی و همچنین تنوع گردشگران فرهنگی در میزان انگیزه و نیازها، انتظارات، سلیقه و علائق آنها در بازدید از یک مقصد تفاوت‌های بسیاری وجود داشته باشد و این تفاوت‌ها باعث برداشت‌های گوناگونی می‌شود، بنابراین میزان رضایت و بهره‌مندی هم متغیر است و جمع‌آوری و به روز کردن این رضایت‌مندی می‌تواند راهگشای سیاست‌گذاران صنعت گردشگری در بخش گردشگری فرهنگی با توجه به درجه حساسیت آن باشد که این به عنوان یکی از اساسی‌ترین راهکارهای توسعه پایدار در بخش گردشگری فرهنگی پیشنهاد می‌شود.

بررسی عوامل ذیل برای به دست آوردن مدل گردشگری فرهنگی موفق در توسعه پایدار گردشگری ضروری به نظر می‌رسد:

1.ثبت انگیزه‌های گردشگران در گردشگری فرهنگی و میزان رضایت مندی
2.ایجاد عوامل موثر در تعدیل شناخت گردشگران نسبت به فرهنگ مقصد گردشگری
3.اندازه‌گیری تاثیرات فرهنگی گردشگری بر مقاصد
4.مشخص کردن توانمندی فرهنگی جامعه مقصد
5.آموزش و ایجاد یکپارچگی فرهنگی در جامعه مقصد
6.ایجاد انگیزه‌های حمایتی در جوامع محلی و فرهنگ میزبان متناسب و منطبق با ضوابط اخلاقی
7.تبیین منشور گردشگری فرهنگی و ایجاد زمینه توسعه پایدار در این بخش
8.اندازه‌گیری تاثیرات اقتصادی و اجتماعی گردشگری فرهنگی در جامعه مقصد
9.استفاده از ابزارهای آموزشی و کمک آموزشی برای برنامه‌ریزی مدون
10.بررسی مداوم عملکرد براساس یک نظام آماری مدون برای به حداقل رساندن تهدیدات و رفع   موانع

 

بررسی تعامل گردشگری فرهنگی و توسعه پایدار گردشگری

مهمترین عاملی که مطالعات گردشگری و استخراج نتایج علمی در بیشتر کشورها به دست آمده است و سازمان‌های جهانی به آن اتفاق نظر دارند این است که هر سیاست و تصمیمی که در زمینه گردشگری در هر جامعه‌ای اتخاذ می‌شود باید مورد حمایت تمام اقشار عناصر آن جامعه واقع شود به طوری که همه افراد آن جامعه که از این فعالیت و تصمیم و سیاست مورد تاثیر واقع می‌شوند باید با توجه به منابع و هزینه‌ها آنرا تایید کنند و بر این اساس است که می‌توان سهم هر قشر و عنصری را در آن مشخص و براساس آن تقسیم کرد تا مسئولیت‌پذیری برای افراد و سایر دست‌اندکاران آن جامعه صورت پذیرد.

بالطبع در تعامل بین گردشگری فرهنگی و توسعه پایدار موضوعات ذیل که بسیار دارای اهمیت است باید در برنامه‌ریزی‌ها مورد توجه قرار گیرند و این مستلزم آن است که هر کدام از آنها بارها مورد مطالعه و تحقیق واقع شوند:

1.تعیین ابعاد پایداری در زمینه گردشگری فرهنگی به طوری که دقیقا مشخص کنیم چه چیزهایی باید پایدار شود و این پایداری در کدام ابعاد باید اولویت بندی شود، به طور مثال جامعه مورد مطالعه، در چه حدی ‌باید استاندارد شود و به طور کلی مدیریت مقصد گردشگری باید بر چه اساس و با چه مکانیزمی هماهنگی فعالیت‌ها را برای اجرای برنامه توسعه پایدار با رویکرد گردشگری فرهنگی مدنظر قرار دهد و اصولا تشکیلات مطلوب برای این منظور چگونه است.
2.تعیین ارزش‌هایی که توسعه پایدار در زمینه گردشگری فرهنگی باید براساس آن برنامه‌ریزی شود. از آنجایی که مراکز سیاست‌گذاری و قدرت، شکل و سطح این ارزش‌ها را در قالب قوانین و مقررات در بیشتر کشورها مشخص می‌کنند و ازطرفی تصمیم‌گیرندگان در زمینه‌های فرهنگی و گردشگری ممکن است ابزارهای لازم برای تاثیرگذاری و اعمال مستقیم سیاست را نداشته باشند، چگونه می‌توان این ارزش‌ها را به صورت یک فرآیند مورد قبول گردشگران در جهت حفظ آنها و ارتقا این ارزش‌ها در برنامه‌ریزی‌ها اعمال کرد.
3.تعیین افق زمانی در گردشگری فرهنگی هم برای رسیدن به پایداری اهمیت ویژه‌ای دارد به طوری‌که در مفهوم پایداری و گردشگری فرهنگی معمولا زمان نامحدود و به نظر می‌رسد ولی در برنامه‌ریزی اصلا اینطور نیست. همان طور که در مباحث قبلی مطرح شد با توجه به تنوع، تغییرات، رویدادها و عوامل غیرملموس و اصولا علائق گردشگران پرداختن به یک دوره نامحدود امکان‌پذیر نیست و بهترین راه این است که برنامه زمانبندی مشخصی را ارائه کنیم که خود بخشی از یک برنامه بلند مدت باشد تا بتوانیم ارزیابی دوره‌ای را برای ارتقا اهداف و نتایج به صورت منسجم داشته باشیم.
4.تعیین جامعه مورد نظر در گردشگری فرهنگی به منظور پایداری از اصول برنامه‌ریزی است و این بدان معناست که با توجه به مقتضیات جغرافیایی، طبیعی، مردمی، مذهبی، نژادی و نوع گویش و سایر داشته‌ها، هر مقصد مختصات خود را دارد که با استفاده از آنها می‌توان جامعه و یا منطقه‌ای را برای مطالعه انتخاب و امکانات را در آن گسترش داد و از نتایج آن در سایر مناطق و جوامع مورد نظر از لحاظ قدرت و اختیارات لازم جهت تغییر استفاده کرد. این اصل مخصوصا برای جلب پشتیبانی‌های لازم برای اعمال استانداردها و صدور مجوزهای لازم جهت انواع فعالیت‌های گردشگری با اهمیت است.

 

بررسی نتایج و پیشنهادات

در خاتمه با توجه به بررسی‌های انجام پذیرفته و اصل وابستگی متقابل بررسی اجمالی گردشگری فرهنگی و ابعاد آن در توسعه پایدار بدون در نظر گرفتن اثرات اقتصادی، اثرات اجتماعی و نقش دولت‌ها در برنامه‌ریزی علمی و عملی خالی از اشکال نیست، بنابراین پیشنهاد می‌شود:

برای رسیدن به مدلی ایده آل تاثیرات متقابل هر کدام از مقوله‌هادر این فرآیند مورد توجه واقع شود به طور مثال می‌توان موارد ذیل را به صورت اختصار یادآوری کرد:

1.نقش گردشگری فرهنگی و جایگاه آن در اقتصاد کلان کشورها
2.میزان مشارکت دولت در تدارک زیرساخت‌های گردشگری فرهنگی در توسعه پایدار
3.مقدار مخارج گردشگران فرهنگی اعم از داخلی و خارجی در کشورها
4.میزان اشتغال حاصل از درآمدهای گردشگران فرهنگی به طور مشخص در کشورها
5.اندازه اقتصادی و اجتماعی هر مقصد در گردشگری فرهنگی هر کشور
6.میزان تاثیر جاذبه‌های فرهنگی و امکانات هر مقصد در ورود گردشگران فرهنگی
7.تعیین میزان مسئولیت و نقش بنگاه‌های اقتصادی در گردشگری فرهنگی
 

منبع: خبرگزاری میراث آریا

نظرات (1)
شنبه 28 آبان 1390 ساعت 16:16
باعث افتخاره وجود سایت های شما
ممنون.(توسلی) دانشجوبی ارشد مدیریت جهانگردی
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد